تبليغاتX
آزاد مثل یک پرنده
هیچ چیز مثل آزادی یا شاید آزادی مثل هیچ چیز یا شاید خدا...
بدانید و آگاه باشید که این موزائیکا و سنگ فرشای آج داری که تو پیاده رو های شهر به صورت یه خط کار شده، لاین عبور نابینایانه. لطفا در ساعات طرح ترافیک از حرکت روی این خطوط بشدت بپرهیزید که پا درد نگیرید.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:11  توسط حامد  | 

چار شنبه عصر هم رسید. لحظه ایی که دوس داشتم زمان اونقدر کش پیدا کنه که هیچ وقت نرسه. ولی مشکل این جاس که نمی شه جلو شو گرفت و تو ناامیدانه امید داری؛ امید به این که این لحظه های مزخرفی که در پیش داری زود تر تموم بشه. و به این فکر می کنی که اونقدر کم آوردی که مجبوری به هر حرومزادگی تن بدی و به این نگاه نکنی که چه جوری داری به لجن کشیده می شی. و تنها چیزی که شاید گاهی ذهنتو آروم می کنه اینه که بگی میزنم زیر همه چی...... ولی خب بعدش چی؟ به این فک کردی؟ به این که اگه بزنی زیرش دوباره همه چی آوار می شه  رو سر خودت؛ منتها این بار شدید تر. تا کی آخه؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 16:18  توسط حامد  |