از کلمات بخاطر فاصله گرفتن از معناشون و زیاد بودنشون متنفر شدم!
شاید بخاطر اینکه زیاد حرف زدم تا حالا!!!!!
اما کشک همیشه کشکه!!!!
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:15 توسط محمدرضا
|
چند وقتیه می خوام بنویسم ولی وقتی میرسم پای پی سی همه چی میپره و با خودم میگم : "نه، این اون چیزی نیس که باید باشه" و پاکش میکنم. حتی با وجود فوران مطلب تو ساحل چالوس اونم موقع طلوع آفتاب بازم که رسیدم پای پی سی انگار هیچ کدوم به درد نوشتن نمی خورن و راضیم نمی کنن. بدجوری گیر کردم، بین خودم، بین این همه نکبت... دلم گرفته.. دلم سخت گرفته. حتی بعد یه مسافرت پر انرژی، دلم گرفته. نمیدونم.
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:40 توسط حامد
|